داستان سلام مادر
تا مادرپیرم دسته ی چوبی صندلی را بگیرد ، تا بلند شود و خودش را با قدم های دردناک برساند کنار پنجره، زنگ تلفن بارها و بارها به صدا در می آید...
نویسنده : بیژن کیا - کارشناس فرهنگی دانشگاه شیراز
گرافیک و تصویرگری: فاطمه فرهادی - کارشناس امور هنری معاونت فرهنگی دانشگاه شیراز
ستاد همبستگی ملی دانشگاهیان دانشگاه شیراز
تهیهشده در:
معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه شیراز